در واقع علم ها پايه,علی الخصوص فیزیک، در مرز و بوم ما و بقیه كشورهاي عالم سوم از اين نظر مطرحند كه آنهارا تا حدي براي دريافت تكنولوژي دنیا پيشرفته مورد نیاز ميدانند. در اين بينش یکسری نكتۀ اصلی فراموش گردیده معلم خصوصی فیزیک در تهران است:
1- تكنولوژي را شايد بتوان تا حدّي سوای داشتن يك پايۀ علمي قوي بهعاريت گرفت، امّا اين فرمان محدوديت داراست.
2- دانش امروز، تكنولوژي فردا میباشد. كشف ترانزيستور ، پديدۀ NMR ، کشف لیزر،کشف انرژی هسته ای ، و کشف ماتریسها بوسیله ریاضی دانان در میانه قرن نوزدهم مثال هائی از اموری میباشند که به هنگام کشف کاربردی برای آنها مطرح خلا و تنهاً پیرو تفحصات نظری محض به آنها رسیدند.
3- علم ها بنيادي ازلحاظ بينش اسلامي نيز اصالتاً مطرحند : قرآن صریحاً به تحقیق در زمین و افق فرمان می نماید
«قل انظروا ما ذا فيالسموات و الارض ...» (یونس/101)
( بگو بنگرید به آنچه که در عرش و زمین می باشد...)
«قل سيروا في الارض فانظروا كيف بدءالخلق...» ( عنکبوت/20)
( بگو در زمین سیر فرمائید و مشاهده کنید که معبود به چه شکل خلقت را شروع کرد...)
اينسیرتکامل بينش نسبت به علم ها بنيادي بود كه سبب شد متفكران مسلمان در پژوهشهايشان فقط به نتايج زودرس و كوتاهپیروزی اكتفا نكنند و بلكه به دنبال طرحهايي براي تبيين عالم خلقت باشند و بدينجهت علومي كه ازلحاظ آن مجال فایده ها عملي نداشتند نيز گزینه دقتشان بود، چنآنكه در دنياي پيشرفتۀ امروز نيز اينطور نيست كه فقط خاصیت ها عملي زودرس علم ها مطرح باشد. رفتن به هند و جاری ساختن تحقيقات دربارۀ فرهنگ وتمدن آن براي بيروني منفعت مادي نداشت ، و در صورتیکه اشخاص جامع سنجیده و منقولي نظير خواجه نصيرالدين طوسي و شيخ بهائي وقتشان را صرف تحقيقات رياضي ميكردند، تنهاً به دليل جنبۀ عملي آن ها عدم وجود، بلكه بخاطر اين بود كه اين علم ها را دريچۀ آشنایی صنع خداوندي تلقي ميكردند.
اين بينش اسلامي و سنت حسنۀ علماي بلندمرتبه مسلمان متأسفانه تا حدّ زيادي دستخوش فراموشي گردیدهاست و يك ديد عملگرايانۀ افراطي بر بسياري از انديشمندان تبارک دنیا اسلام حاكم شدهاست.
تجارب نماد داده میباشد كه عملگرايي محض و تنها منافع زودرس را نگريستن زیانآور میباشد. در مارس 1978، 6000 فقید چيني در كنفرانسي كه براي تعيين خطمشي علمي چين برپا گردیده بود، شركت كردند. يكي از نتايج اصلیّي كه اين كنفرانس به آن رسيد اين بود كه تأكيد بانيان انقلاب فرهنگي روي نتايج علمي زودرس نادرست بوده میباشد. در آنجا رئيس كنفرانس كه از تخت بيمارستان به آن اجلاس آمده بود، تأكيد كرد كه نسل جوان بايد خویش را به مرزهاي علم برسانند و آنهارا پشت رمز گذارند. بعد از اين كنفرانس بودجۀ تحقيقات محض ، كه انقطاع گردیده بود ، مجدد برقرار شد و الآن چينيها علاوه بر اعتنا به علم ها كاربردي به علم ها بنيادي نيز عميقاً دقت داراهستند.
در واقع علم ها پايه,علی الخصوص فیزیک، در مرز و بوم ما و بقیه كشورهاي عالم سوم از اين نظر مطرحند كه آنهارا تا حدي براي دريافت تكنولوژي دنیا پيشرفته مورد نیاز ميدانند. در اين بينش یکسری نكتۀ اصلی فراموش گردیده معلم خصوصی فیزیک در تهران است:
1- تكنولوژي را شايد بتوان تا حدّي سوای داشتن يك پايۀ علمي قوي بهعاريت گرفت، امّا اين فرمان محدوديت داراست.
2- دانش امروز، تكنولوژي فردا میباشد. كشف ترانزيستور ، پديدۀ NMR ، کشف لیزر،کشف انرژی هسته ای ، و کشف ماتریسها بوسیله ریاضی دانان در میانه قرن نوزدهم مثال هائی از اموری میباشند که به هنگام کشف کاربردی برای آنها مطرح خلا و تنهاً پیرو تفحصات نظری محض به آنها رسیدند.
3- علم ها بنيادي ازلحاظ بينش اسلامي نيز اصالتاً مطرحند : قرآن صریحاً به تحقیق در زمین و افق فرمان می نماید
«قل انظروا ما ذا فيالسموات و الارض ...» (یونس/101)
( بگو بنگرید به آنچه که در عرش و زمین می باشد...)
«قل سيروا في الارض فانظروا كيف بدءالخلق...» ( عنکبوت/20)
( بگو در زمین سیر فرمائید و مشاهده کنید که معبود به چه شکل خلقت را شروع کرد...)
اينسیرتکامل بينش نسبت به علم ها بنيادي بود كه سبب شد متفكران مسلمان در پژوهشهايشان فقط به نتايج زودرس و كوتاهپیروزی اكتفا نكنند و بلكه به دنبال طرحهايي براي تبيين عالم خلقت باشند و بدينجهت علومي كه ازلحاظ آن مجال فایده ها عملي نداشتند نيز گزینه دقتشان بود، چنآنكه در دنياي پيشرفتۀ امروز نيز اينطور نيست كه فقط خاصیت ها عملي زودرس علم ها مطرح باشد. رفتن به هند و جاری ساختن تحقيقات دربارۀ فرهنگ وتمدن آن براي بيروني منفعت مادي نداشت ، و در صورتیکه اشخاص جامع سنجیده و منقولي نظير خواجه نصيرالدين طوسي و شيخ بهائي وقتشان را صرف تحقيقات رياضي ميكردند، تنهاً به دليل جنبۀ عملي آن ها عدم وجود، بلكه بخاطر اين بود كه اين علم ها را دريچۀ آشنایی صنع خداوندي تلقي ميكردند.
اين بينش اسلامي و سنت حسنۀ علماي بلندمرتبه مسلمان متأسفانه تا حدّ زيادي دستخوش فراموشي گردیدهاست و يك ديد عملگرايانۀ افراطي بر بسياري از انديشمندان تبارک دنیا اسلام حاكم شدهاست.
تجارب نماد داده میباشد كه عملگرايي محض و تنها منافع زودرس را نگريستن زیانآور میباشد. در مارس 1978، 6000 فقید چيني در كنفرانسي كه براي تعيين خطمشي علمي چين برپا گردیده بود، شركت كردند. يكي از نتايج اصلیّي كه اين كنفرانس به آن رسيد اين بود كه تأكيد بانيان انقلاب فرهنگي روي نتايج علمي زودرس نادرست بوده میباشد. در آنجا رئيس كنفرانس كه از تخت بيمارستان به آن اجلاس آمده بود، تأكيد كرد كه نسل جوان بايد خویش را به مرزهاي علم برسانند و آنهارا پشت رمز گذارند. بعد از اين كنفرانس بودجۀ تحقيقات محض ، كه انقطاع گردیده بود ، مجدد برقرار شد و الآن چينيها علاوه بر اعتنا به علم ها كاربردي به علم ها بنيادي نيز عميقاً دقت داراهستند.

اتلاف و تعادل باعث